خاطرات یلدا 1391 در مشهد
برای مراسم یلدا که پنجشنبه شب بود رفتیم مشهد ، جاتون خالی شب یلدا خونه مامانی همگی دور هم بودیم ، مامان جون ، دایی حامد اینا ، خاله ندا و عموعباس و ما ...
برای مراسم یلدا که پنجشنبه شب بود رفتیم مشهد ، جاتون خالی شب یلدا خونه مامانی همگی دور هم بودیم ، مامان جون ، دایی حامد اینا ، خاله ندا و عموعباس و ما ... کلی هستی جون و آراد و آلینا بازی کردن و با خاله حوریه کیف کردن ... به ما هم خیلی خوش گذشت . فرداش یعنی عصر جمعه همگی خونه مادرخانم عمو منصور دعوت بودیم آخه امسال سال اول عمو منصور و خانومش عقد کردن و مشهدیها هم مراسم یلدا عروس و دوماد رو با فامیل جشن می گیرن ... از این جهت زحمت کشیدن همه رو دعوت کردن و خانواده داماد هم کلی هدیه و میوه وشیرینی و آجیل و ... آماده می کنن تا ببرن خونه عروس ، دست مادرجون و پدرجون درد نکنه همچی تهیه کردن و تزئین کردیم تا ببریم برای زن عمو جون . اون جا هم خیلی مراسم خوبی بود . پدر زن عمو جون شعر محلی خوندن ، فال حافظ گرفتن و خوش گذشت جاتون خالی پذیرایی خوبی هم از مهمونها کردن دستش درد نکنه ، ایشالله قسمت همه عروس و دومادا ...

هستی جون همراه آرادجون و آلیناجون خونه مامانی شب یلدا1391

هستی جون همراه آرادجون و آلیناجون خونه مامانی شب یلدا

هستی جون و هدیه های شب یلدا زن عمو جون خونه مادرجون

هستی جون و آراد جون خونه زن عمو جون مراسم یلدا


خاطرات یلدا 1391 در مشهد
